X
تبلیغات
رایتل
دختر شیر و خورشید
دختر شیر و خورشید

آری آری زندگی زیباست/زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست/گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست


*

آخه وقتی دکتر شاهکار بینش پژوه با اونهمه ادعا می خونه:

همه خوشگلها یک طرف/ تو زیبا یک طرف/ راست بگو چکار کردی باهام/ پدرسوخته بیشرف(!!!)

من چه انتظاری می تونم از ساسی مانکن و علیشمس و امثال اینها داشته باشم؟؟

نه واقعاً!


پنج‌شنبه 29 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

*

دلم می خواد درس بخونم، اما نمی تونم

20 روز دیگه امتحانهام شروع میشه و من هنوز سراغ کتابهام هم نرفتم

کاش بابا اینجا پیشم بودن...

چهارشنبه 28 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

*

چند روزه خیلی درگیرم با خودم

سر یه دوراهی موندم

از یک طرف یک عـــــالمه خاطره های خوب و لطفها و محبتهای بی دریغ

از یک طرف هم دلی که به آنی شکسته شد


















































آره حق با توئه

من عوض شدم...

چهارشنبه 28 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

*

گر آمدنم به خود بُدی، نامدمی

ور نیز شدن به خود بُدی، کِی شُدَمی؟


به زان نبُدی که اندر این دِیر خراب

نه آمدمی، نه شُدَمی، نه بودمی...

سه‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

*

آنشب که دلی بود به میخانه نشستیم

آن توبه ی صد ساله به یک جرعه شکستیم 

از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب

ما توبه شکستیم، ولی دل نشکستیم

دوشنبه 26 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

*

 

 

 

اینم خبری که گفتم  

 


 .

.

.

.

.

.

.

v

 .

.

.

.

.

.

.

 .

.

.

.

.

.

.

 .

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

v

.

.

.

.

.

.

.

v

.

.

.

.

.  

V

   

  

 

 

V

  

 

 

 

V

 

 

 

V

 

 

 

V

V

V

V

 

 

 

 

 

دخملمه

اسمشو گذاشتم Padmica 

2ماه و نیمشه

عشخ مامانههههه

دوشنبه 26 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

*

قشنگی و ارزش بعضی از صحنه ها به اینه که فقط توی ذهن آدم ثبت بشن، نه روی یک تکه ورق یا توی یک فایل دیجیتال، فقط توی ذهنت

چهارشنبه 21 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

*

babysitter می شویم!

 

 

من الآن می فهمم 

یعنی تازه الآنه که می فهمم  

تازه الآنه که می فهمم چه پروسه عظیمیه

یعنی بعضی چیزها رو تا توی موقعیتش قرار نگیری نمی تونی درک کنی 

 

سخته 

خیلی سخته 

یعنی پوست آدم کنده میشه  

(اعصاب + حنجره + انگشت(!) + روحیه) پولادی می خواداااااا 

باور کن

 

بهمین جهت، بنده از همین تریبون مراتب تحسین، تشویق، تحیّر و تشکر خود رو بابت زحمات شبانه روزی و مستدام و انسان داغان کن جناب دوست در راه تربیت آوریل اعلام می دارد 

امید است که اینجانب را به شاگردی خود جهت تربیت یک(؟) فقره توله سگ بپذیرند، باشد که رستگار شویم 

 

 

 

* مدتیه که مهمان توله سگی دارم به نام نانا 

 این مدتی که گفتم یعنی از 10 روز پیش تا 2 ماه  و 20 روز دیگه

شب و روزم رو یکی کرده 

نمونه کامل یک بچه تخس، لوس، پررو و تربیت نشو!  

 

  

 

* آوریل گُل دختر جناب دوسته 

یعنی ماااااااااااااهههه 

یه پارچه خانوووووووم 

آوریل نگو یه دسته گل 

یعنی از وقتی نانا آمده من تاااااازه می فهمم آوریل چه جواهریه!  

درضمن کلی هم حسودیم میشه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یه خبر دیگه هم هست که بعداً میگم

دوشنبه 19 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

*

آبتنی کردن توی آبهای اقیانوس هند و حمام آفتاب گرفتن توی ساحلش چیزی نبود که من ازش بگذرم











































گوا- مهرماه 1389

شنبه 17 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

*

خدایا

با خوشبختی کامل فقط یک قدم فاصله دارم

خدایا بخاطر همه چیز شکر

سه‌شنبه 13 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

*

بدون شرح!


[click]

سه‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

*

خب

اگر پارتنر داشته باشی، حق داری توقع داشته باشی وقتی داری از تنهایی و بی حوصلگی دق می کنی، دست از هر کاری بکشه و پاشه بیاد پیشت

اگر هم نه که هیچ

اینطور میشه که یهو به خودت میای و می بینی 5ساعته که داری بی وقفه bubble shooter بازی می کنی و لحظه های عمرت رو به احمقانه ترین حالت ممکن هدر میدی

یکشنبه 4 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

*

درست

نادرست

درست

نادرست

درست

نادرست

.

.

.





دقت کردی همه عمر سر این دوراهی با خودمون درگیریم؟؟!

یکشنبه 4 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

*

بله حق با شماست!



حرفهای یک خانم مسن* رو، بخصوص اگر درباره ی مسائل احساسی باشه، فقط باید شنید و هی به علامت تأیید سر تکون داد؛ یا اگر پشت تلفن دارن باهاتون صحبت می کنن، فقط کافیه هر چند ثانیه یکبار بگید بله حق با شماست

باور کنید اونها از عاشق شدن و دلباختن و دوست داشتن و دوست داشته شدن چیزی نمی دونن

اصلاً هم فرقی نمی کنه که دوران جوونیشون همچین تجربه ای داشتن یا نه، مهم اینه که الآن درک درستی ازش ندارن

رامونا میگه به دخترهای جوون حسودی می کنن

صرفنظر از اینکه حرفش درسته با نه، بهش کاملا! حق میدم که همچین احساسی داشته باشه

بهرحال که اگر به یک خانم مسن رسیدید که هی زیر گوشتون خوند ولش کن، خودت رو اذیت نکن، اون لیاقت نداره، اون نشد یکی دیگه، اون تو رو نمی خواد و فقط می خواد باهات وقت بگذرونه، دنیا پره از آدمهایی مثل اون...، فقط کافیه لبخند بزنید و به نشانه تأیید و موافقت سر تکون بدید، همین
























* منظور بالای 80-70 ساله

البته که هر قاعده ای استثنا هم داره!!

جمعه 2 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

*

1. به مری میگم

*mery the poweder is INTO


2. داریم با سین زایمان سگها رو نگاه می کنیم، یهو سین میگه وااااای اینو ببین تو اینه**

میگم تو کدوم؟؟ 


3. دیگه وقتی به معلمه میگم

(!)ma'am, this program is so confused

مطمئن میشم که دارم زیادی گیج می زنم




















* منظورم "توی این" بود که وسط جمله انگلیسی فارسی پروندم!


** منظورش "twin=دوقلو" بود که من به فارسی گرفتم!

پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1389 نویسنده *pegi |

بنگلورنامه
من و روزانه هایم
برای تو نوشتم
روزهای خط خطی
بازی بازی، منم بازی
نوستالمرگی
تو را من چشم در راهم...

RSS 2.0
شمار بازدیدکنندگان : 100321

مرجع کد موزیک